تحلیل گفتمانی بیعت در نامه های حضرت علی علیه السلام و معاویه بر پایه نظریه مدیریت هماهنگ معنا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات-دانشگاه امام صادق (ع)

چکیده

مطالعه تاریخ اسلام نیازمند تجدید نظر در نگاه به حوادث تاریخی و زمینه های خلق آنها می باشد. این تحول نیازمند بازنگری مفهومی، مصداقی و معنایی بر پایه نگاه تحلیلی و تفسیری برای کشف ناگفته های تاریخی است که فراتر از گفته های موجود و از متن موجود غایب اند و ناگفته هایی که می توان بر مبنای متن، قرائت نمود و کشف کرد.
نامه های رد و بدل شده میان حضرت علی علیه السلام و معاویه، از متون مهم تاریخ اسلام است که نیازمند مطالعه تحلیلی با روش گفتمانی است. مطالعه تحلیلی این نامه ها چگونگی مدیریت معنای حاکم بر نامه های مزبور و شیوه گفتمان سازی درباره آنها را مشخص می سازد.
در این مقاله تلاش شده است مفهوم «بیعت» که یکی از اساسی ترین مفاهیم مطرح در نامه های مزبور است با روش عملیاتی تحلیل گفتمان (پدام) و بر پایه نظریه مدیریت هماهنگ معنا مورد تحلیل قرار گیرد.
نظریه مدیریت هماهنگ معنا یک نظریه تفسیری، انتقادی و کاربردی است. این نظریه با تحلیل گفتمان های زیسته شده، گفتمان های گفته شده، گفتمان های ناشناخته، گفتمان های نانشنیده و گفتمان های ناگفته در صدد است با توجه به شیوه گفتمان سازی، چگونگی مدیریت معنا در این فرایند گفتمانی را تبیین کند.
نامه های مزبور، علاوه بر تبیین دو رویکرد متمایز در خلق گفتمان مرتبط، تعیین کننده اصول و ادبیات گفتمانی در بیان دیدگاههای اسلامی در مورد جامعه، حاکمیت، اخلاق و جنگ در گفتمان های علوی و اموی در شیوه و چگونگی تعارض و تخالف با گفتمان مزبور است.

کلیدواژه‌ها