بررسی وضعیت احوال عرفانی در نهج‌البلاغه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی.

چکیده

درباره‌ احوال عرفانی در مغرب‌زمین آثار زیادی به‌نگارش درآمده که برخی از آنها به‌فارسی نیز برگردان شده‌اند. در مجموعه این نظرها با سه دسته نظریه مواجه‌ایم: ساخت‌گرایی، حکمت خالده و نظریه تلفیقی. در این میان برخی بر این باورند که در این احوال معرفتی غیرالتفاتی هم حاصل می‌شود اما تاکنون چنین نظریه‌پردازی‌ معطوف به متون دینی به‌ویژه نهج‌البلاغه صورت نگرفته، ازاین‌رو مقاله حاضر درصدد بررسی وضعیت احوال/ تجارب دینی/ عرفانی در کتاب یادشده است و چگونگی ماهیت این احوال در نهج البلاغه و نسبت آن با نگرش‌های حکمت خالده و ساخت‌گرایی به عرفان است. نتایج این جستار نشانگر آن است که در نهج‌البلاغه اصناف متنوعی از احوال/ تجارب دینی/ عرفانی وجود دارد. آن دسته از این احوال که به موجودات عینی ربط دارند با نظریه‌ حکمت خالده انطباق دارند، ولی آن دسته از این احوال که بیان‌کننده احوال نفسانی تجربه‌گر هستند یا بیشتر جنبه معرفت‌شناختی دارند با نظریه ساخت‌گرایی قابل ارزیابی‌اند. با وجود این نظریه نهج‌البلاغه تأییدکننده کثرت‌گرایی نیست هرچند که از کثرت احوال سخن گفته است. این تجارب گاهی معطوف به موضوعی است؛ یعنی از حیث التفاتی برخوردارند و گاهی نیز به وجود خدا بازگشت دارند ـ و احوال ناظر به شهود خداوند است ـ که در این صورت فاقد حیث التفاتی شمرده می‌شوند.

کلیدواژه‌ها