دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث ،دانشکدۀ الهیات، دانشگاه آزاد واحد تهران شمال
چکیده
دین اسلام از ادیان مبتنی بر وحی متنمحور است و پژوهش دربارۀ این دو میراث «ثقلین» در مطالعات اسلامی اهمیت ویژهای دارد چرا که این دو متعلق به جامعۀ انسانی بوده و از دل فرهنگ انسانی برآمدهاند و به نوبه خود فرهنگ آفرین شدهاند و اگر با بیان علمی و روزآمد مطرح شوند، میتوانند به تناسب نیازهای روز همچنان فکرساز و فرهنگآفرین باشند.باید توجه داشت مطالعۀ حدیث بدلیل ظنی الصدور بودن بخشی از آنها و آسیبهایی که بدان رسیده، نیازمند دقت بیشتری است. بررسی سند و متن، دو عنصر نقد حدیث از قدیم تا امروز میباشد و نیاز است ضمن آنها، از علوم یاریگر حدیث و روشهای متنپژوهی معاصر نیز کمک گرفت تا بتوان مفاهیم زندگیساز آنها را با بیانی نو برای مخاطبان بیشتری ارائه کرد. یکی از متون تأثیرگذار اسلامی در حیطۀ فکری فرهنگی، نهج البلاغه است که برخی بدلیل مرسل بودن، ایرادهایی به آن گرفتهاند. پژوهش حاضر سعی دارد با نمونهپژوهیِ خطبۀ 174 نهج البلاغه و نگاهی متمرکز به عناصر مؤثر در فهم حدیث، اعتبار آن را تحقیق کند و محتوایش را از نظر حدیثی و نیز از این منظر که متنی زبانی است بررسی نماید تا مشخص شود برای این متن روایی، چگونه تعیین اعتبار میشود و میتواند ملاک عمل قرار گیرد تا بار دیگر در حوزۀ موضوعی خود، فرهنگ آفرین باشد.